السيد عبد الحسين الطيب
62
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
اشكال : چرا مؤمنين تقيه نكردند با اينكه تقيه در شريعت واجب است بالاخص براى حفظ نفس چنانچه از حضرت صادق ( ع ) است فرمود : التقية دينى و دين آبائى و آيه شريفه در شأن عمار كه پدر و مادرش تقيه نكردند مشركين آنها را كشتند و او تقيه كرد او را رها كردند سپس آمد خدمت پيغمبر مضطربانه و گفت من كافر شدم آيه نازل شد : مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ . . . الايه نحل آيه 106 . جواب : وجوب تقيه براى حفظ اسلام و مسلمين است در جايى كه بتقيه حفظ مىشود واجب است و اما اگر بتقيه اسلام و مسلمين از بين ميرود حرام است تقيه و لو او را قطعه قطعه كنند ، و از اين بيان دفع يك شبهه هم مىشود كه بعض جهال اعتراض ميكنند كه چرا حضرت ابى عبد اللَّه الحسين ( ع ) مثل برادرش حضرت مجتبى ( ع ) صلح نكرد و جان خود و اهل بيت خود را و اصحابش را حفظ كند . جواب اينكه : حضرت مجتبى اگر صلح نكرده بود معاويه به كلى اساس اسلام را برچيده بود و تمام شيعيان امير المؤمنين را ميكشت چنانچه خود حضرت فرمود كه اگر من نظرى بگيرم كه جان شما محفوظ شود بايد اطاعت كنيد ولى ابى عبد اللَّه ( ع ) اگر تسليم شده بود يزيد به كلى دين اسلام را برچيده بود و از ابى عبد اللَّه صلح نميخواستند بلكه برود تحت حكم يزيد و ابن زياد و معلوم بود كه حكم آنها اين است كه گردنشان را بزنند لذا در خبر دارد : لولا صلح الحسن و حرب الحسين لاندرس الدين . سؤال : چرا ميثم تمّار تقيه نكرد ؟ جواب : اينكه ابن زياد ملعون در مقام مذمت امير المؤمنين بود و نسبتهايى ميداد ميثم خواست فضائل امير المؤمنين را حتى بر سردار بر تمام بيان كند و كفر و خبائث ابن زياد و يزيد را گوشزد مردم كند . تنبيه : امروز هم جماعتى پيدا شده و ميانه مردم افتاده كه اساس تشيع را خراب كنند و سنىگرى را رواج دهند تكليف شيعه بالاخص دانشمندان آنها اين